ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
282
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
خبر از عز الدين كيكاوس چون عز الدين كيكاوس شكست خورده به قسطنطينيه رسيد ميخائيل صاحب قسطنطينيه در حق او نيكى كرد و برايش آذوقه و علوفه فرستاد . جمعى از خويشان مادريش با او بودند . او را برانگيختند كه يكباره حمله كند و قسطنطينيه را تصرف كند . بعضى اين خبر را به پادشاه بردند . پادشاه او و يارانش را بگرفت و در يكى از قلاع دربند كرد . سپس ميان لاسكارى و منگو تيمور بن طغان پادشاه ناحيهء شمال از بنى دوشى خان بن چنگيز خان خلاف افتاد . و منگو تيمور به قسطنطينيه لشكر برد و در نواحى آن دست به آشوب و غارت و كشتار زد . كيكاوس از زندان خود نزد منگو تيمور گريخت و منگو تيمور او را به سراى برد و در آنجا در سال 677 بمرد . از او پسرى ماند به نام مسعود . منگو تيمور پادشاه سراى ، مادرش را خواستگارى كرد ، ولى مسعود نپذيرفت و بگريخت و به اباقاخان پسر هولاكوخان پيوست . اباقاخان پادشاه عراق بود . اباقا به او نيكى كرد و سيواس و ارزن الروم و ارزنگان را به او داد و مسعود در آنجا استقرار يافت كشته شدن ركن الدين قلج ارسلان و حكومت پسرش كيخسرو معين الدين سليمان پروانه زمام همهء امور ركن الدين قلج ارسلان را به دست گرفته بود و بر او فرمان مىراند . ركن الدين با او دل بد كرد . سليمان دريافت و از او بيمناك شد . چون خبر در بند كشيده شدن كيكاوس را در قسطنطينيه بشنيد عزم جزم كرد كه ركن الدين را از ميان بردارد . پس بناگاه او را به قتل آورد و فرزند او غياث الدين را به پادشاهى نشاند و او را تحت حكم و كفالت خود قرار داد و به انفراد در سرزمين روم به فرمانروايى پرداخت و كارش بالا گرفت . و اللّه سبحانه و تعالى اعلم . استيلاى الملك الظاهر بيبرس پادشاه مصر بر قيساريه و كشته شدن معين الدين پروانه هولاكوخان در سال 658 بار ديگر به شام لشكر كشيد . پسرش اباقاخان نيز چنين كرد . الملك الظاهر پادشاه مصر و شام در برابر مغولان بايستاد . بسيار اتفاق مىافتاد كه الملك الظاهر به بلادى كه مغول در تصرف داشتند لشكر مىبرد . از جمله در سال 675 لشكر به بلاد روم برد . فرمانرواى آن ناحيه در آن زمان از مغولان بود . اباقاخان دو امير يكى تودون نويان [ 1 ] و ديگرى طوغون [ 2 ] را براى حمايت بلاد روم از تعرض الملك الظاهر به يارى او گسيل داشت .
--> [ ( 1 ) ] متن : كداون . [ ( 2 ) ] متن : ترقوا .